خرید بک لینک
سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم.با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری نادری رنج می برد.ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود که او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود.و بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 23:52

معلم مدرسهای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»معلم گفت: «ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 23:52

معلم مدرسهای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»معلم گفت: «ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ یک بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنیا بیاورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد. ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنادامه مطلب

برچسب: ششمین,دختر, نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:39

حمد وسپاس مخصوص بزرگ پروردگاري است كه هيچگاه و هيچوقت مخلوقاتش رو فراموش نمي كنه و در همه احوالات نظر لطفش رو از هيچ كس بر نمي گرداند.باز هم لطف الهي شامل حالمان شد و يكي از فرزندان خدوم روستاي رضاآباد بعنوان كانديداي انتخابات مجلس دهم از شهر اراك مراحل تاييد هيات اجرايي و هيات نظارت انتخابات را باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

بار ديگر گردش روزگار سالي جديد را رقم زد و ديدگان همگان بر رخ زيباي بهاري ديگر گشوده شد،سال1395 آغاز شده اميدوارم سالي پر از خير و بركت براي همه عزيزان به ويژه همشهريان گرانقدر خودم مردمان خونگرم روستاي رضاآباد بوده و در اين سال تمامي آرزوهاي خوبتان برآورده به خير باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۵ساعت 11:26 توسط دل آرام |

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

ﭼﻮﭘﺎنی ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ ﻛﻪ ﺑﺰ ﭼﺎﻻﻙ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ بپرد، نشد که نشد.ﺍﻭ میﺩﺍﻧﺴﺖ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺑﺰ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻫﻤﺎﻥ ﻭ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﻳﻚ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭ ﺑﺰ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﻫﻤﺎﻥ.ﻋﺮﺽ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻗﺪﺭﻱ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﻴﻮﺍﻧﻲ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ بپرﺩ… ﻧﻪ ﭼﻮﺑﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﻦ ﻭ ﺑﺪﻧﺶ میﺯﺩ ﺳﻮﺩﻱ ﺑﺨﺸﻴﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩﻫﺎﻱ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ.ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﻳﺪﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

روستاي رضاآباد در 80كيلومتري جاده ي اراك -بروجرد واقع شده و از روستاهاي بخش سربند شهرستان شازند استان مركزي مي باشد .اين روستا قدمتي حدود چهارصد ساله دارد و در تاریخ خود بزرگانی در این خطه سرسبز پرورش یافته اند که از آن جمله میتوان به آقا رضاخان اشاره نمود که در اوایل دوران پهلوی بعنوان فرماندار شهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

مرغ دل حسرت زده شیدای حسین است
سرمایه ی ما مشق الفبای حسین است
تاریخ بشر تا ابد الدهر مداوم
مدیون فداکاری و سودای حسین است
سروی که نشد خم به زر و زور ستمگر
آن سرو روان قامت رعنای حسین است
پایندگی پرچم اسلام در عالم
از غیرت و از همت والای حسین است

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 13:21 توسط دل آرام |

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

فرارسيدن سال 1396 را به همه عزيزان و همشهريان گرانقدر تبريك عرض مي كنم و از خداي منان در سال جديد آرزوي سلامتي سعادت و توفيقات روز افزون دارم

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 12:14 توسط دل آرام |

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

اسب سواری ، مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست.مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد.و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند.مرد چاق وقتی بر اسب سوار شد ، دهنه ی اسب را کشید و گفت : …اسب را بردم ، و با اسب گریخت!اما پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد : توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

بهترین و افسانه ای ترین تنیسور جهان آرتور اش هنگامی که برای جراحی قلب خود در بیمارستان بود.با سهل انگاری پرستاران با تزریق خون آلوده به بیماری ایدز مبتلا شد.طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند.یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: چرا خدا تو را برای ابتلا به چنینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم.با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری نادری رنج می برد.ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود که او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود.و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بودو هنوز نیاز به مراقبت پزشکی داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

دختری به کورش کبیر گفت: من عاشق شما هستم. کورش به او گفت: لیاقت تو برادر من است که از من زیبا تر است و پشت سرت ایستاده است.

دختر برگشت و کسی را پشت سر خود ندید. کورش به او گفت اگر عاشق بودی، پشت سرت را نگاه نمیکردی.

+ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 12:41 توسط دل آرام |

برچسب: نویسنده: آریا خلیلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 15:19

صفحه بندی